ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

18

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گفت : اين اول ضعف ( و ذلت شماست - نبايد تن بدهيد كار را به خود منحصر نمائيد ) . عمر اين خبر را شنيد به خانه پيغمبر رفت كه ابو بكر در آنجا بود ، به او پيغام داد كه بيا بيرون . او جواب داد من مشغول هستم . عمر گفت : حادثهء رخ داده و تو بايد حاضر شوى ، او ( ابو بكر ) بيرون آمد و عمر به او خبر داد هر دو باتفاق ابو عبيده با شتاب سوى انصار ( در سقيفه ) رفتند . عمر گفت : ما رفتيم در حالى كه من سخنى آماده كرده بودم كه نزد آنها بپردازم . چون نزديك شدم و خواستم تكلم كنم ابو بكر مانع شد و خود او به آنچه نيت كرده بودم سخن راند . او پس از حمد خدا گفت : خداوند پيغمبرى براى خلق خود فرستاد كه شاهد امت باشد براى پرستش خداوند كه خداى يكتا را عبادت كنند و يگانه معبود بىهمتا بدانند و براى او شريك ( بت ) و چيزهاى ديگر قائل نشوند اعم از بتهاى سنگى و چوبى و غيرها . براى عرب سخت و ناگوار بود كه دين پدران را ترك كنند . خداوند مهاجرين را از قوم او بايمان و تصديق او مخصوص فرمود . آنها با او ( پيغمبر ) مواسات كردند و بر آزار و رنج و تكذيب و عذاب آن قوم صبر نمودند مردم همه با آنها مخالفت كردند و نعره ( شيرانه ) زدند و آنها با كمى عده و دشمنى و اذيت مردم نترسيدند و وحشت نكردند بنابر اين آنها نخستين مردمى هستند كه خداوند را در اين زمين پرستيدند . آنها نخستين گروهى هستند كه برسول ايمان آورده‌اند و آنها عشيره ( طائفه - قوم و خويش ) پيغمبر هستند و احق و اولى بدين امر ( خلافت ) مىباشند . هيچ كس جز ستمگر با آنها مخالفت نمىكند . شما گروه انصار كسى نمى تواند حق و فضل شما را نسبت بدين و سوابق اسلام منكر شود . خداوند شما را براى دين خود برگزيد كه اين دين را يارى كنيد و پيغمبر را نصرت دهيد و بشما محل مهاجرت ( حضرت او ) را اختصاص داد . همسران پيغمبر هم بيشتر و بهترين آنها از شما همچنين بهترين ياران از شما و ميان شما هستند پس از مقام مهاجرين هيچ مقامى به اندازه منزلت شما ارجمند نيست . بنابر اين ما امراء و شما وزراء هستيد كه بدون